غزلیات صائب تبریزی
رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش زجانهای پریشان رشته جان است هرمویش قبای اطلس افلاک شد پیراهن یوسف زبس پیچید درمغز پریشان جهان بویش…
رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد
رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد می شود شوق لب میگون زبوسیدن زیاد می کند دل را پریشان شادی بی عاقبت رخنه در…
رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست فتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست آه کز بی حاصلیها آنچه می ماند به من…
رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد کشتی از خشکی به دریای گهر خواهیم برد راه بی پایان و ما بی برگ و همراهان خسیس…
رتبه خط تو بالغ نظران می دانند
رتبه خط تو بالغ نظران می دانند قدر یاقوت تو روشن گهران می دانند شیوه چشم ترا اهل نظر می یابند نشأه حسن ترا بیخبران…
راز عاشق از لب خاموش می آید برون
راز عاشق از لب خاموش می آید برون دود زود از آتش خس پوش می آید برون از رگ ابری پر از گوهر شود چندین…
دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست دست خواب آلود، گل چیدن نمی داند که چیست اهل غیرت را نمی باشد زبان عرض حال…
دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن
دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن بر چراغ مرده ما شد مسیحا پیرهن گفت پیغمبر مپوشانید تن در نوبهار چون نسازم در بهاران…
دولت به لعل پاک گهر زود می رسد
دولت به لعل پاک گهر زود می رسد روشن گهر به تاج وکمر زود می رسد در مغز عاشقان نبود آرزوی خام در آفتابروی، ثمر…
دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست
دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست روز و شب طاوس لرزان بر پر و بال خودست شیشه ای کز طاق افتد بشکند، چون آسمان…





