غزلیات صائب تبریزی
هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
هر که ایام خط از سیمبران غافل شد از شب قدر به ماه رمضان غافل شد بیخودی می کند اوضاع جهان را هموار وای بر…
حقوق خدمت اگر در حساب خواهد بود
حقوق خدمت اگر در حساب خواهد بود ز رشک من دل عالم کباب خواهد بود اگر چه پای سفر نیست جسم زار مرا سرشک من…
هر کس نوایی از من آتش زبان شنید
هر کس نوایی از من آتش زبان شنید افسرده شد چو زمزمه بلبلان شنید در پرده های گوش گل از ناز ره نیافت فریاد من…
حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز
حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز سینه چاکان چون قلم درهرگذر داردهنوز گرچه شددر ابرخط خورشید رخسارش نهان تیغها چون برق در زیرسپر…
هر غافلی که خنده به آوازمی کند
هر غافلی که خنده به آوازمی کند چون کبک رهنمایی شهبازمی کند از حسن بی مثال تو غافل فتاده است آن ساده دل که آینه…
حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟
حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟ گل بیرنگ به صد رنگ چرا می آید؟ گرنه در پرده دل مطرب دمسازی هست از جگر ناله…
هر رهروی دچار به منزل نمی شود
هر رهروی دچار به منزل نمی شود این راه قطع بی کشش دل نمی شود زنجیر موج مانع شور محیط نیست مجنون ما به سلسله…
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید عشق پیراهن یکرنگ وفا می پوشید بال پروانه اگر پاس ادب را می داشت شمع پیراهن فانوس…
هر چند یار ما همه جا جلوه می کند
هر چند یار ما همه جا جلوه می کند نتوان دلیر گفت کجا جلوه می کند احول مشو که سرو قبا پوش او یکی است…
حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون تیغ چو بینی است کز جهل از غلاف آید برون جان قدسی روز خوش در پیکر خاکی…





