گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشم

گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشم روی آتشناک او خوناب می آرد به چشم بیقرار گل نپردازد به اوراق خزان مهر و…

Continue Reading...

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت می داشتی گر از دل بیدار بهره ای شب…

Continue Reading...

گر چه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم

گر چه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم پای چون کوه از گرانسنگی به دامن داشتم نیل چشم زخم شد سودای مجنون مرا جای هر سنگی…

Continue Reading...

گر چه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چرب

گر چه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چرب قسمتم چون شمع کاهش شد ز گفت و گوی چرب برق عالمسوز شد، افتاد در…

Continue Reading...

گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن

گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن از مروت نیست اول رهزن هوشم شدن برگ عیش من نخواهد جز کف افسوس بود گر…

Continue Reading...

گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی

گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی گر خط کشی به عالم خط امان بیابی آن گوهری که جویی در جیب آسمان ها گر پاکشی…

Continue Reading...

گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم

گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم درمانده متابعت نفس سرکشیم کردند پای بوس هدف تیرهای راست ما از کجی مقید زندان ترکشیم موج…

Continue Reading...

کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟

کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟ تاک را هرگز نسازد آب چشم تاک سبز خط مشکین سرزد از خالش به اندک فرصتی تخم…

Continue Reading...

سر آشفته ز دستار بسامان نشود

سر آشفته ز دستار بسامان نشود جمع گردیدن کف لنگر طوفان نشود گل چو خندید محال است دگر غنچه شود سر چو آشفته شد از…

Continue Reading...

کوشش نبرد راه به مأوای دل ما

کوشش نبرد راه به مأوای دل ما کز هر دو جهان است برون، جای دل ما سیلاب مقید به خس و خار نگردد دنیا نشود…

Continue Reading...