گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد

گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد پریزادی بغیر از چشم خوش مژگان نمی باشد دل تاریک را از فکر دنیا نیست دلگیری که باغ…

Continue Reading...

گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را

گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را چسان بینم که گیرد دیگری آخر گلابش را؟ در آغوش نسیم صبحدم بی پرده چون…

Continue Reading...

گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی

گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی در صدف چندین گهر دارم تماشاکردنی نیست مهر خامشی از بی زبانی بر لبم تیغ ها زیر سپر…

Continue Reading...

گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند

گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند کیست این بیمار را یک شب پرستاری کند؟ حسن را از دیده بد، شرم می دارد نگاه مهر…

Continue Reading...

گردش سال است، می در ساغر عشرت کنید

گردش سال است، می در ساغر عشرت کنید گوش مینا را تهی از پنبه غفلت کنید سوره یاسین چه می خوانید چل نوبت به نار؟…

Continue Reading...

گر یار ز احوال من آگاه نمی بود

گر یار ز احوال من آگاه نمی بود درد من سودازده جانکاه نمی بود جا در دل او دارم واز من خبرش نیست ای کاش…

Continue Reading...

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی کنی، آباد کن مرا ز افتادگی مباد شوم بار خاطرت تا هست پای رفتنی آزاد…

Continue Reading...

گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می کنم

گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می کنم ترک سرزین رهگذر بر خویش آسان می کنم سایلان از شرم احسان اب می گردند و…

Continue Reading...

گر چه صاحب نظرانند تماشایی شمع

گر چه صاحب نظرانند تماشایی شمع بهر پروانه بود انجمن آرایی شمع هیچ جا تا دل پروانه نگیرد آرام هر شراری که جهد از دل…

Continue Reading...

گر چه با هر موجه ای دام دگر می دارد آب

گر چه با هر موجه ای دام دگر می دارد آب از ته دل وصل دریا در نظر می دارد آب زود گردد لطف حق،…

Continue Reading...