دل چسان دست ازان طره طرار کشد؟

دل چسان دست ازان طره طرار کشد؟ چون کسی از دو جهان دست به یکبار کشد؟ سر برآرد چه عجب گر ز گریبان مسیح سوزنی…

Continue Reading...

دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد

دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد که هرگز آب شیرین عنبر سارا نمی دارد بدار ای ناصح بیکار دست از جستجوی ما…

Continue Reading...

دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟

دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟ مصحف خود چند کاغذ باد خواهی ساختن؟ می کند موج حوادث رخنه چون جوهر در او…

Continue Reading...

دل ازان دورتر افتاده که واصل باشد

دل ازان دورتر افتاده که واصل باشد یار وحشی تر ازان است که در دل باشد چهره لیلی اگر پرده شرمی دارد چه ضرورست که…

Continue Reading...

دل از خاکساری بهشت خدا شد

دل از خاکساری بهشت خدا شد ز گرد یتیمی گهر بی بها شد طبیبان همان روز گشتند مجنون که دیوانه ما به دارالشفاشد نیفتد ز…

Continue Reading...

دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز

دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز داغها از لاله دارد سینه هامون هنوز دامن از خون شفق صبح قیامت پاک کرد می تراود…

Continue Reading...

دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم

دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم از جان سخت خود به شکم سنگ بسته ایم دامان بادبان توکل گرفته ایم در زورق حباب به…

Continue Reading...

درین محیط چو غواص هرکه ته دارد

درین محیط چو غواص هرکه ته دارد چو موج به که سر رشته را نگه دارد شراب روز دل لاله را سیه دارد چه حاجت…

Continue Reading...

درون دل بود یار از جهان گر چه می خواهی؟

درون دل بود یار از جهان گر چه می خواهی؟ گهر در سینه بحرست از ساحل چه می خواهی؟ سرآزاده ای چون سرو ازین بستانسرا…

Continue Reading...

درد را سوختگان تو به درمان ندهند

درد را سوختگان تو به درمان ندهند جگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهند بیقراران تو چون دامن صحرا گیرند خار را فرصت گیرایی دامان ندهند…

Continue Reading...