دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را

دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را می کند در هفته ای گل خنده یکساله را هست در سرگشتگی آرامش صاحبدلان نیست بی گردش…

Continue Reading...

دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است

دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است وحشت از فهمیدگان برهان نافهمیدگی است در بساط آفرینش مردمان چشم را گر لباس فاخری باشد همین پوشیدگی است…

Continue Reading...

دو روزی بیش جان سنگینی تن بر نمی دارد

دو روزی بیش جان سنگینی تن بر نمی دارد گرانی از گرانجانان فلاخن برنمی دارد از ان در دل گره چون لاله کردیم آه سوزان…

Continue Reading...

دمی چون صبح می خواهم درین عالم زمن باشد

دمی چون صبح می خواهم درین عالم زمن باشد که روشن می کنم آفاق را چون دم زمن باشد به چشم سیر من اسباب دنیا…

Continue Reading...

دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم

دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم کدام روز سیه بود کز شراب گذشتم؟ چو نیست حاصل من غیر آه و ناله، چه حاصل…

Continue Reading...

دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش

دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش که رسد پیشتر از گوش به دلها سخنش خط شبرنگ دمیده است ز لعل لب او؟ یا به خون چشم سیه…

Continue Reading...

دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیرون

دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیرون نمی آید مسلم دانه ای زین آسیا بیرون نیفتی تا ز پا، دست طمع در آستین…

Continue Reading...

دل ما سلطنت فقر به سامان ندهد

دل ما سلطنت فقر به سامان ندهد ده ویرانه ما باج به سلطان ندهد در ریاضی که دل سوخته من باشد باغبان آب به گلهای…

Continue Reading...

دل عاشق کجا از ساغر سرشار بگشاید؟

دل عاشق کجا از ساغر سرشار بگشاید؟ به آب خضر لب کی تشنه دیدار بگشاید؟ نگردد از نشاط ظاهری کم کلفت باطن دل پیکان کجا…

Continue Reading...

دل شکسته من درد را دوا گیرد

دل شکسته من درد را دوا گیرد نمک به دیده من رنگ توتیا گیرد چنین که من ز لباس تعلق آزادم عجب که پهلوی من…

Continue Reading...