خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست

خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست رشته از صافی این دانه گوهر پیداست گر چه ز آیینه روشن ننماید جوهر خط نارسته ازان چهره…

Continue Reading...

هوا را گر به فرمان کرده باشی

هوا را گر به فرمان کرده باشی دو صد بتخانه ویران کرده باشی دل سنگین خود گر نرم سازی فرنگی را مسلمان کرده باشی ترا…

Continue Reading...

خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد

خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد علم زلف درین گرد نهان خواهد شد گرچه دست ستم زلف درازست، خطش چون شب قدر شفیع…

Continue Reading...

همیشه صاحب طول امل غمین باشد

همیشه صاحب طول امل غمین باشد که چین به قدر بلندی در آستین باشد اگر چه بر یدبیضا بود صباحت ختم نظر به ساعد او…

Continue Reading...

خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟

خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟ یا به خون چشم سیه کرده عقیق یمنش این چه لطف است که برخود چونظر اندازد یوسفستان…

Continue Reading...

همان یوسف که مصر آمد به تنگ ازبس خریدارش

همان یوسف که مصر آمد به تنگ ازبس خریدارش به پشت کار حسن اونیرزد روی بازارش زبس آب صباحت صیقلی کرده است رویش را نگه…

Continue Reading...

خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوز

خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوز می چکد خون بهارازخارمژگانش هنوز می توان گل چیداز روی عرقناکش همان می توان می خورد از لبهای…

Continue Reading...

هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما

هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما چه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟ علم لشکر ما از سر جان خاستن است زهره کیست…

Continue Reading...

خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟

خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟ آب را گر پا به گل رفته است بارانی کجاست؟ چند لرزد شمع من بر خود ز بیداد…

Continue Reading...

هرگز به خراش جگری شاد نگردیم

هرگز به خراش جگری شاد نگردیم گر تیشه شویم امت فرهاد نگردیم تا محمل لیلی نشود سلسله جنبان ما همچو جرس مشرق فریاد نگردیم آزادگی…

Continue Reading...