یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد

یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد چرخ گو ناسازشو چون صحبت ما ساز شد از تماشای رخت اشکم سبک پرواز شد آفت…

Continue Reading...

خواری از اغیار بهر یار می باید کشید

خواری از اغیار بهر یار می باید کشید ناز خورشید از در و دیوار می باید کشید از زمین شور، آب تلخ می آید برون…

Continue Reading...

یاد آن عهد که در بحر سفر می کردم

یاد آن عهد که در بحر سفر می کردم کمر سعی خود از موج خطر می کردم چون صدف قطره اشکی که به من می…

Continue Reading...

خنده دزدیدن به دل گل در گریبان کردن است

خنده دزدیدن به دل گل در گریبان کردن است لب گشودن رخنه در دیار بستان کردن است تنگ خلقی را به همواری مبدل ساختن چشم…

Continue Reading...

وقت است سربرآورد از خاک، لاله ها

وقت است سربرآورد از خاک، لاله ها آید ز زور باده به گردش پیاله ها گردید تازه، داغ فرورفتگان خاک در چشم و دل مرا…

Continue Reading...

خلوت آینه را طوطی غمازی هست

خلوت آینه را طوطی غمازی هست هر کجا روی نهادیم سخنسازی هست نیست مجنون وفادار مرا پای گریز ورنه چون زور جنون سلسله پردازی هست…

Continue Reading...

وحدت سرای دل به جهانی برابرست

وحدت سرای دل به جهانی برابرست هر گوشه اش به کنج دهانی برابرست هر شعر آبدار که دل می برد ز جا هر مصرعش به…

Continue Reading...

خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست

خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست ز لطف، زهر خط از زیر این نگین پیداست خبر ز نامه سربسته می دهد عنوان عتاب و ناز…

Continue Reading...

هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند

هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند چون ساغر اختیار ز دستم گرفته اند مهر خموشیم که ز آیینه طلعتان چندین تهیه بهر شکستم…

Continue Reading...

خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟

خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟ برق را ابر محال است که مستور کند پیش آن کان ملاحت دهن خوبان چیست؟ در نمکزار،…

Continue Reading...