لب چون صدف به آب گهر تر نمی کنم

لب چون صدف به آب گهر تر نمی کنم گوهر به آبروی برابر نمی کنم شاخ شکوفه ام که سبیل است سیم من با خاک…

Continue Reading...

لاله از رشک رخت خون جگر می گرید

لاله از رشک رخت خون جگر می گرید آتش از گرمی خوی تو شرر می گرید حلقه زد تا خط شبرنگ به گرد رخ او…

Continue Reading...

گوشه آن نقاب را بشکن

گوشه آن نقاب را بشکن ورق انتخاب را بشکن دل ظالم شکسته می باید زلف پر پیچ و تاب را بشکن در دل شب به…

Continue Reading...

گمراه شد ز غفلت من رهنمای من

گمراه شد ز غفلت من رهنمای من گردید میل چشم عصاکش عصای من پیدا نشد کسی که به فریاد من رسد در شیشه ماند باده…

Continue Reading...

گل عذار تو بی آب و تاب می گردد

گل عذار تو بی آب و تاب می گردد سواد زلف تو موج سراب می گردد تبسم تو به این چاشنی نخواهد ماند شراب لعل…

Continue Reading...

گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد

گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد رگ ابر بهاران رشته گلدسته خواهد شد اگر این است کیفیت هوای نوبهاران را در…

Continue Reading...

گریه از دل نبرد کلفت روحانی را

گریه از دل نبرد کلفت روحانی را عرق شرم نشوید خط پیشانی را لنگر درد به فریاد دل ما نرسید تا که تسکین دهد این…

Continue Reading...

گرفتگی دل از چشم روشن است مرا

گرفتگی دل از چشم روشن است مرا گره به رشته ز پیوند سوزن است مرا جنون دوری من بیش می شود از سنگ درین ستمکده…

Continue Reading...

گرچه چون مجنون زشور عشق صحرایی شدم

گرچه چون مجنون زشور عشق صحرایی شدم خاررا دست حمایت از سبک پایی شدم داشت چشم باز عالم راسیه در دیده ام تا نظر بستم…

Continue Reading...

گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من

گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من کیست پردازد به جسم لاغر مجنون من؟ از خمار چشم لیلی همچنان خون می خورم گر شود ناف…

Continue Reading...