ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را

ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را چو پشت سر نباشد عذرخواهی زشت رویان را ز دست عقل دور اندیش کاری برنمی آید مسخر…

Continue Reading...

ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است

ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است ز جستجوی دوا بی نیاز ساخته است ادا چگونه کنم شکر درد بی درمان؟ که از طبیب…

Continue Reading...

ز خوی نازک آن سیمبر چندان حذر دارم

ز خوی نازک آن سیمبر چندان حذر دارم که یاد سر کند دستی که با او در کمر دارم چو خواهد گشت آخر بیستون لوح…

Continue Reading...

ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده

ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده ز هاله خوبی مه پای در رکاب شده خطی که روی بتان را برآورد ز حجاب مه…

Continue Reading...

ز خاک همچون هدف هر که سر برآورده است

ز خاک همچون هدف هر که سر برآورده است به جرم سرکشی از تیر پر برآورده است دلم چو برگ خزان دیده باز می لرزد…

Continue Reading...

ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد

ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد ز فیض اشک گلم از کنار می خیزد چنین که گوشه ابروی صیقل است بلند کجا ز…

Continue Reading...

ز پستی بر فلک از پاکی گوهر شود شبنم

ز پستی بر فلک از پاکی گوهر شود شبنم ز چشم پاک با خورشید هم بستر شود شبنم به از همصحبت شایسته اکسیری نمی باشد…

Continue Reading...

ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب

ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب توان مقام مرا یافتن به بوی شراب گل امید من آن روز رنگ می گیرد که…

Continue Reading...

ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی آید

ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی آید به دود تلخ، اشک از دیده مجمر نمی آید مگر یاقوت سیرابش به داد من رسد،…

Continue Reading...

ز اسباب جهان حسرت به دنیادار می ماند

ز اسباب جهان حسرت به دنیادار می ماند زگل آخر به دست گلفروشان خار می ماند به آزادی توانگر شو که در ایام بی برگی…

Continue Reading...