نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی

نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی که شود سبز ز آب رخ زیبای کسی آب ازان در قدم سرو به خاک افتاده است…

Continue Reading...

نه از روی بصیرت سایه بال هما افتد

نه از روی بصیرت سایه بال هما افتد سیه مست است دولت، تا کجا خیزد کجا افتد ید بیضاست باد صبح را در غنچه وا…

Continue Reading...

نمی خواهم نقاب از صورت احوال من افتد

نمی خواهم نقاب از صورت احوال من افتد که در جمعیت دلها خلل از حال من افتد مرا بی حاصلی برده است از یاد چمن…

Continue Reading...

نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است

نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است که زیر پای تو چون عاشقان چرا خفته است مگر حجاب تو در باغ رنگ عصمت…

Continue Reading...

نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم

نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم مرا دریاب ای برق بلا تا حاصلی دارم تمنای رهایی چون به گرد خاطرم گردد تو…

Continue Reading...

نقش و نگار دشمن دلهای ساده است

نقش و نگار دشمن دلهای ساده است جوهر به چشم آینه موی زیاده است گر دل شود گشاده ز گلزار خلق را باغ و بهار…

Continue Reading...

نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟

نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟ سگ دیوانه محال است نگهبان گردد با ضعیفان نظر لطف خدا بیشترست روزی مور شکر خند سلیمان…

Continue Reading...

نظر لباس پرستان به مال و جاه کنند

نظر لباس پرستان به مال و جاه کنند ( . . . ) نمدکلاه کنند به گرد کعبه بگردند بهر جامه نو به روی آینه…

Continue Reading...

کی بود دل به سر کوی تو سیار شود؟

کی بود دل به سر کوی تو سیار شود؟ گل دستار من آن سایه دیوار شود عجبی نیست که از طالع وارون اثرم موج صیقل…

Continue Reading...

نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را

نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را نیستان مانع از جولان جرأت نیست شیران را منه انگشت بر حرف کسان، ایمن شو از آفت که جز…

Continue Reading...