دل چه باشد تا کسی از دلستان دارد دریغ؟

دل چه باشد تا کسی از دلستان دارد دریغ؟ عاشق ازمعشوق هیهات است جان دارد دریغ آن که ازدندان ترابخشید چندین آسیا بی دهن وا…

Continue Reading...

دل بیمار من ناز مداوا برنمی دارد

دل بیمار من ناز مداوا برنمی دارد گرانی از دم جان بخش عیسی بر نمی دارد نماند از خون دل چندان که مژگانی کنم رنگین…

Continue Reading...

دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید

دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید داد جان این صید بسمل تابه حیرانی رسید مزد تسلیم است دارد عشق اگر قربانیی گشت چون…

Continue Reading...

دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست

دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست گره جبهه خوبان، گره پیوندست پرده خواب گران است سبک مغزان را سایه بال هما گر چه سعادتمندست…

Continue Reading...

دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد

دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد شکار خود به چشم بسته این شهباز می گیرد اگر روی دلی از غنچه این…

Continue Reading...

دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد

دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد در میان چون نبود هیچ، سخن نتوان کرد بس که تقریب پی آب شدن می جوید نگه…

Continue Reading...

دست فلک کبود شد از گوشمال ما

دست فلک کبود شد از گوشمال ما شوخی ز سر نهشت دل خردسال ما چندین هزار جامه بدل کرد روزگار غفلت نگر که رنگ نگرداند…

Continue Reading...

دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن

دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن زنهار ازین دزد کمربسته حذر کن در رشته بی طاقت جان تاب نمانده است شیرازه اوراق دل آن…

Continue Reading...

درویش را زخرقه صد پاره نیست عار

درویش را زخرقه صد پاره نیست عار محضر به قدر مهر بود صاحب اعتبار زنگ از جبین آینه صیقل نمی برد زینسان که می برد…

Continue Reading...

درد من خاطر نشان یار بی پروا نشد

درد من خاطر نشان یار بی پروا نشد خدمت چشم ترم در راه او مجرا نشد عاشقی، بر خواری و بی اعتباری صبر کن عندلیب…

Continue Reading...