غزلیات صائب تبریزی
مگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟
مگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟ که بوی یاسمن دارد فروغ ماهتاب امشب ز نور مه، نظر چون مهر تابان خیره…
مکن به غنچه گره نوبهار عالم را
مکن به غنچه گره نوبهار عالم را تبسمی کن و بگشای کار عالم را به خنده ای گل بی خار می توانی کرد اگر التفات…
مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید
مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید فغان کاین بی بصیرت در حرم محراب می جوید مشو غافل زفیض خاکساری در برومندی که ریحان…
مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن
مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن دانه دل را سپند شعله آواز کن از ته دل چون سحر برکش نوای ساده ای نقش بر…
مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد چراغ آفتاب از بزم من بی نور برخیزد چنین کز بار درد افتاده ام از پا، عجب دارم…
مستان چو غنچه بند قبا را نبسته اند
مستان چو غنچه بند قبا را نبسته اند بر سینه راه فیض هوا رانبسته اند ای سرو وقت رفتن ازین لاله زار نیست نخل مصیبت…
مرو چون غافلان ای طالب منزل به خواب اینجا
مرو چون غافلان ای طالب منزل به خواب اینجا که نعل از ماه نو دارد در آتش آفتاب اینجا به پیچ وتاب کوته می شود…
مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند غیر از حباب وموج ز دریا چه دیده اند ما پیش پای خویش ندیدیم همچو شمع تا…
مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت مرا که مست و خرابم چه کعبه و چه کنشت نخست پیر خرابات چون قلم…
مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی به این شادم که دل را پرده خوابی نشد روزی گوارا کرد بر من درد می را…





