غزلیات صائب تبریزی
دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن
دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن بهر گندم پشت بر فردوس چون آدم مکن ریزش خود را ز چشم مردمان پوشیده دار در…
دل صاف پروای محشر ندارد
دل صاف پروای محشر ندارد که دریاغم از دامن ترندارد بساز ای خردمند با تیره بختی که دریا گزیری ز عنبر ندارد شود تخته مشق…
دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد فریاد که جز عکس مراد آینه ما از ساده دلی صورت دیگر نپذیرد…
دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
دل ز احیای شب دیجور روشن می شود زین جواهر سرمه چشم کور روشن می شود خویش را زیر و زبر کن کز فروغ آفتاب…
دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود شیشه چون شد تهی از باده پریخانه بود دلش از کوتهی رشته عمرست کباب گریه شمع نه در…
دل چسان پیچد عنان آه دردآلود را؟
دل چسان پیچد عنان آه دردآلود را؟ ز آتش سوزان عنانداری نیاید دود را تشنگی در خواب ممکن نیست کم گردد ز آب نیست سیرابی…
دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست
دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست بال موج خطر از کشتی بی لنگر ماست بوسه آن لب میگون و لب ما، هیهات این…
دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیم
دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیم برسر ریگ روان خانه چه بنیاد کنیم مهره گل پی بازیچه اطفال خوش است دل به بازیچه…
دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد
دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد کدامین بی ادب زد حلقه بر در این…
دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآید
دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآید اگر دو روز ز یک مشرق آفتاب برآید مگر کند عرق شرم پاک نامه ما را وگر نه…





