غزلیات صائب تبریزی
کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟ که آتش از عرق شرم، آب گردیده است نفس ز سینه مجروح ما دریغ مدار ترا که خون…
کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟
کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟ که آن گل خار در پیراهن از نشو و نما دارد یکی صد شد فروغ آن لب لعل…
کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد
کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد خون گرم این مست خواب آلود را بیدار کرد صفحه آیینه از زنگ کدورت ساده بود عکس…
کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست
کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست پر طاوس بود پای چراغی که مراست نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب تر نگردد ز می…
قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد
قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد کاش خود را به دم تیغ شهادت می زد دید تا روی تو، چون گل…
قدم برون مگذار از سرای درویشی
قدم برون مگذار از سرای درویشی که مار گنج بود بوریای درویشی اگر ز سیل حوادث جهان شود ویران خلل پذیر نگردد بنای درویشی ز…
قانع از صاف به دردست دماغی که مراست
قانع از صاف به دردست دماغی که مراست روغن از ریگ کند جذب، چراغی که مراست بس که از عشق تو هر لحظه به رنگی…
فکنده شور محبت مرا به صحرایی
فکنده شور محبت مرا به صحرایی که موج می زند از هر کنار دریایی ندانم آن خط سحرآفرین چه مضمون است که در قلمرو دلهاست…
فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر کنجی نشین و سبحه صد دانه پیش گیر چون جغد در خرابه دنیا گره مشو چون سیل راه…
فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری
فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری نفس عمر سبکرو را پر تیرست پنداری چنان از موج رحمت شد زمین و آسمان خالی که دریای سراب و…





