غزلیات صائب تبریزی
کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟ نپوسد دانه تا در خاک کی از گل برون آید؟ عجب رسمی است در دریای بی پایان…
کاری مکن که رو به در آسمان نهم
کاری مکن که رو به در آسمان نهم هر تیر ناله ای که بود در کمان نهم کاری مکن که پا کشم از آستان تو…
قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
قطره را بحر نماید سفر یکرنگی ذره خورشید شود از اثر یکرنگی از میان گل و خاشاک دویی برخیزد چمن افروز شود چون شرر یکرنگی…
قدم به چشم من خاکسار نگذارد
قدم به چشم من خاکسار نگذارد ز ناز پا به زمین آن نگار نگذارد امیدوار چنانم که جذب عشق مرا میان اهل هوس شرمسار نگذارد…
قبول خاطر از نظاره منظور می بارد
قبول خاطر از نظاره منظور می بارد به دل نزدیکی از روی نگاه دور می بارد اثر بگذار تا شمعی بدارد بر سر خاکت که…
فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
فلک دو تا ز گرانباری گناه من است سیاهی دل شب از دل سیاه من است ازان دلیر درین بحر می کنم جولان که چون…
فغان ز سینه آسوده محشر انگیزد
فغان ز سینه آسوده محشر انگیزد گرستن از جگر گرم، کوثر انگیزد چه تن به مرده دلی داده ای، بر افغان زن که آه و…
فروغ ماه محال است پایدار بود
فروغ ماه محال است پایدار بود دو هفته است لباسی که مستعار بود مباش در پی زینت که طره زرتار به فرق مرده دلان شمع…
فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا
فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا فتنه این است که در خانه زین است اینجا مردی از پرده ناموس برون آمدن است هر که…
غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار
غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار هر چه را خواهی ز چشم انداخت از جا برمدار لنگر پرواز روح عرش جولان می شود…





