میکند جان درتن امید، لعل باده نوش

میکند جان درتن امید، لعل باده نوش روی آتشناک، خون بوسه می آرد به جوش چین ابرو در شکست دل قیامت می کند ساعد سیمین…

Continue Reading...

می گزد راحتم ای خار مغیلان مددی

می گزد راحتم ای خار مغیلان مددی پایم از دست شد ای خضر بیابان مددی تا به کی خواب گران پنبه نهد در گوشم؟ ای…

Continue Reading...

می کند در پرده دل سیر دایم آه من

می کند در پرده دل سیر دایم آه من تا کسی واقف نگردد از غم جانکاه من نیست چون گوهر مرا امروز داغ بی کسی…

Continue Reading...

می کشد خاطر به جا و منزل دیگر مرا

می کشد خاطر به جا و منزل دیگر مرا چرخ گویا ساخت از آب و گل دیگر مرا عمر شد در گوشمالم صرف، گویا روزگار…

Continue Reading...

می شود پرشور هروادی که مجنونش منم

می شود پرشور هروادی که مجنونش منم وقت ملکی خوش که در صحرا وهامونش منم از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارتر هرکه می…

Continue Reading...

می زداید بی کسی زنگ از دل افگار من

می زداید بی کسی زنگ از دل افگار من از پرستاران گرانتر می شود بیمار من پرتو منت کند عالم به چشم من سیاه باشد…

Continue Reading...

می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید

می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید کار شمشیر دو دم می کند ابروی سفید خواب من چون نشود تلخ ز پیری، که…

Continue Reading...

می به روی لاله رنگ یار می باید کشید

می به روی لاله رنگ یار می باید کشید باده گلرنگ در گلزار می باید کشید عالم آب از نسیمی می خورد بر یکدگر در…

Continue Reading...

موج دریا را نباشد اختیار خویشتن

موج دریا را نباشد اختیار خویشتن دست بردار از عنان گیر و دار خویشتن زهد خشک از خاطرم هرگز غباری برنداشت مرکب نی بار باشد…

Continue Reading...

مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد

مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد دامنم را چون صدف پر گوهر شهوار کرد از زبان پیوسته خاری بود در پیراهنم بی زبانی دامنم را…

Continue Reading...