غزلیات صائب تبریزی
چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟
چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟ تیغ خورشید درخشان زنگ هم می داشته است؟ چون صف مژگان رگ خواب جهان در دست اوست…
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست راهی به خلوت دل جانانم آرزوست چندین هزار دیده حیرانم آرزوست دیگر نظاره رخ جانانم آرزوست تا چند…
نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم
نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم ازین دولت جدا افتادگان را یاد می کردم نمی گردید اگر ذوق گرفتاری عنانگیرم ز…
نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد
نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد به دست بسته سبو هرچه داشت احسان کرد امید هست ترا مهربان ما سازد همان که آتش…
نمرده، عمر کسی جاودان نمی گردد
نمرده، عمر کسی جاودان نمی گردد خراب تا نشود این دکان نمی گردد چنان ز قید تعلق سبک بر آمده ام که از خمار سر…
نگاه عجز باشد گر زبانی هست عاشق را
نگاه عجز باشد گر زبانی هست عاشق را بود زخم نمایان، گر دهانی هست عاشق را گهر در پله میزان یوسف سنگ کم باشد وگرنه…
نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق
نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق با زهر کرده اند همانا سرشت خلق هر خوشه صد زبان ملامت کشیده است زنهار چشم رزق نداری…
نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟
نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟ اژدها فرعون را در کف عصا کی می شود؟ فقر هیهات است گردد جمع با تن پروری…
نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد
نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد به دود تلخ از آتش دل سمندر برنمی دارد بشو از صبر و طاقت دست اگر…
کی به وصل از سینه عاشق تمنا کم شود؟
کی به وصل از سینه عاشق تمنا کم شود؟ نیست ممکن تشنگی از آب دریا کم شود دامن صحرا نبرد ازخاطر مجنون غبار این نه…





