غزلیات صائب تبریزی
کوثر زنده دلی چشم تر مردان است
کوثر زنده دلی چشم تر مردان است دل پر آبله درج گهر مردان است صبح اقبالی اگر در افق امکان هست رخنه سینه و چاک…
که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟
که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟ که غیر از گنج گوهر می کند ویرانه آرایی؟ تمام عمر اگر با کعبه در یک…
کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا شراب کهنه دهد تازگی دماغ مرا چو لاله در چمن از کاسه سرنگونی ها تهی ز باده ندیده است…
کلفت از سینه می ناب برون می آرد
کلفت از سینه می ناب برون می آرد گرد ازین غمکده سیلاب برون می آرد شانه گر غور در آن زلف گرهگیر کند تا قیامت…
کسی که خرده خود صرف باده می سازد
کسی که خرده خود صرف باده می سازد ز زنگ آینه خویش ساده می سازد حضور روی زمین فرش آستان کسی است که لوح خویش…
کرسی دارست اوج اعتبار این جهان
کرسی دارست اوج اعتبار این جهان دل منه بر دولت ناپایدار این جهان با گرفتن گر چه دارد جنگ استغنای فقر گوشه ای گیر از…
کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟
کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟ که می آیینه بر پیشانی پیمانه می بندد که امشب می شود از شرمگینان میهمان من؟ که…
کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟
کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟ که خون شیشه در ساغر به چندین ناز می ریزد چه خواهد کرد گاه جلوه مستانه، حیرانم…
کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
کاهلانی که درین ره به هوس می آیند دو قدم راه نپیموده به پس می آیند هست در هرزه درایی خطر راهروان رهزنان بیش به…
کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن رو نکردن ترش از تلخ، شکر خندیدن شیوه زنده دلان است درین باغ چو گل همه شب غنچه…





