غزلیات صائب تبریزی
سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
سبکروان ترا نقش پا نمی باشد اثر ز پاک فروشان بجانمی باشد نگاه حسن شناسان همیشه در سفرست دل غریب خیالان بجا نمی باشد میان…
سبزه جوی شهد، نیشترست
سبزه جوی شهد، نیشترست حقه سبز زهر، پرشکرست چشم پوشیده پرده دار دل است لب خامش نگاهبان سرست زهر چشمش میان خندیدن همچو بادام تلخ…
ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
ساقی قدحی از می اسرار مرا ده یک قطره ازان قلزم زخار مرا ده هر لحظه به جامی نتوان کرد دهن تلخ گر صاف و…
ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش
ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش می کشد تیغ به سیمای ولی نعمت خویش حسن از پاکی دامن نفس خوش نکشید غنچه پیوسته…
زیرتیغ از مرغ بسمل پرفشانی یاد گیر
زیرتیغ از مرغ بسمل پرفشانی یاد گیر از سبکروحان نصیحت بی گرانی یاد گیر عمر فرصت درگذارووقت پرواز ست تنگ در حریم بیضه بال و…
زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن
زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن نسیم پیش خرام تو بوی پیراهن ازان همیشه تر و تازه است سنبل زلف که بی حجاب…
زنهار دل خویش به عالم نگذاری
زنهار دل خویش به عالم نگذاری این عیسی جان بخش به مریم نگذاری هشدار که از بهر یکی دانه بی مغز از خلد برون پای…
زمین از ترکتاز او غباری
زمین از ترکتاز او غباری فلک از کاروانش شیشه باری بهشت از گلشن لطفش نسیمی جحیم از آتش قهرش شراری بهار از گلستانش برگ سبزی…
زلف گرد عارض او رشته گلدسته است
زلف گرد عارض او رشته گلدسته است کز لب و رخ غنچه و گل را به هم پیوسته است خوی عالمسوز او بی زینهار افتاده…
زگردون عاقبت جان مصفا سر برون آرد
زگردون عاقبت جان مصفا سر برون آرد که می چون صاف شد در خم زمینا سر برون آرد اگرچه کوچه زنجیر بن بست است در…





