غزلیات صائب تبریزی
فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر کنجی نشین و سبحه صد دانه پیش گیر چون جغد در خرابه دنیا گره مشو چون سیل راه…
فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری
فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری نفس عمر سبکرو را پر تیرست پنداری چنان از موج رحمت شد زمین و آسمان خالی که دریای سراب و…
فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست
فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست چون زلف و خط، درستی ما در شکست ماست آشوب عالمیم ز هر مصرعی چو زلف سر…
غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست فتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست میکشان را روز باران می کند گردآوری جز…
غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد
غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست داغ در سینه من…
غم ز محنت خانه من شاد می آید برون
غم ز محنت خانه من شاد می آید برون سیل از ویرانه ام آباد می آید برون دامن دولت به آسانی نمی آید به دست…
غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست چشم خواب آلود نرگس گوش بر افسانه نیست گوهر درج خموشی از شکستن ایمن است زخم دندان تأسف…
غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم
غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم سرشک شمع گردد مهره گل بر سر خاکم ز خواب نیستی در حشر از آن سربر نمی…
عیب نادان در زمان خامشی گویاترست
عیب نادان در زمان خامشی گویاترست پسته بی مغز در لب بستگی رسواترست گردش پرگار موقوف سکون مرکزست هر که در دامن کشد پا آسمان…
عمری است حلقه در میخانه ایم ما
عمری است حلقه در میخانه ایم ما در حلقه تصرف پیمانه ایم ما مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی از تشنگان گریه مستانه…





