ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ

ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ قانع شده با نقطه ز پرگار و دگر هیچ از هر سخن نازک و هر نکته باریک…

Continue Reading...

ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم

ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم گوی مراد در خم چوگان کشیده ایم خون همچو نافه در تن ما مشک می شود تا…

Continue Reading...

ما کجا دست آشنا با مهره گل می کنیم

ما کجا دست آشنا با مهره گل می کنیم مشورت چون غنچه با سی پاره دل می کنیم بحر پرشور حوادث در کف ما عاجزست…

Continue Reading...

ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم

ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم از زیان و سود این بازار فارغ گشته ایم کرده ایم از راحت دنیا به خواب…

Continue Reading...

ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم

ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم در آب تیغ، دام چو جوهر فکنده ایم دستی است کهکشان که به عالم فشانده ایم خورشید افسری…

Continue Reading...

ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم

ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم خرمن خود پاک ما از باد دستی می کنیم نیست ممکن خودشکن غالب نگردد برغنیم در شکست…

Continue Reading...

لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد

لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد گشت سی پاره دل هر که پریشان تو شد گوی سبقت ز مه و مهر درین…

Continue Reading...

لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است

لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است نظر مرحمت و حلقه فتراک یکی است چه گره واکند از خاطر من ابر بهار؟…

Continue Reading...

لب نو خط جانان دور باش بوالهوس باشد

لب نو خط جانان دور باش بوالهوس باشد که شکر در دل شب ایمن از جوش مگس باشد قیامت می کند در سایه زلف سیه…

Continue Reading...

لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون

لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون چه زهر بود که آمد ازین نگین بیرون به مهر خال شود تنگ جا درین محضر اگر…

Continue Reading...