غزلیات صائب تبریزی
ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند گریه ای سوزانتر از اشک کبابم داده اند از زر و سیم جهان گر دست و دامانم…
ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را
ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را می رساند پیچ و خم آخر به منزل راه را می شوند از خاکساری زیردستان سربلند جامه کوتاه،…
می نماید چشم شوخ از پرده شرم و حجاب
می نماید چشم شوخ از پرده شرم و حجاب برق عالمسوز را مانع نمی گردد سحاب اختر صبح آیدش خورشید تابان در نظر هر که…
می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود
می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود می برد نام شراب ناب و از خود می رود هر که چون شبنم درین…
می کشد هر لحظه بزم تازه ای بر روی ما
می کشد هر لحظه بزم تازه ای بر روی ما داغ دارد جام جم را کاسه زانوی ما سایه زخم دورباش از وحشت ما می…
می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمر
می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمر داغ دارد شعله جواله را دوران عمر از نسیمی می شود زیر وزبر شیرازه اش چون قلم…
می سوزد آرزو دل پراضطراب را
می سوزد آرزو دل پراضطراب را بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را از تنگی دل است که کم گریه می کنم مینای غنچه…
می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن
می دهم گر چه به ظاهر چو قلم داد سخن سر مویی خبرم نیست ز ایجاد سخن بی سخن مسندش از دست سلیمان باشد سایه…
می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت
می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت از تماشای بناگوش بتان نتوان گذشت یک سر مو بر تنم بی پیچ و تاب عشق نیست…
مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند بر سر دست دعاست روی به هر جا کند ابر…





