غزلیات صائب تبریزی
نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم که چون خورشید تابان من به یک پیمانه سرگرمم به یک آتش چو داغ لاله می…
نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل…
نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد
نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد که عیسی از ره افتادگی گردون سوار آمد سبکسر در فنای خویش بیش از خصم می…
نگاه دار سر رشته حساب اینجا
نگاه دار سر رشته حساب اینجا که دم شمرده زند بحر از حباب اینجا سر از دریچه گوهر برآوری فردا اگر چو رشته بسازی به…
نقش حصیر نیست که بر پیکر من است
نقش حصیر نیست که بر پیکر من است شهباز اوج فقرم و این شهپر من است این باده رسیده که در ساغر من است حور…
نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید
نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید سخن از لب مرا بیرون چو خون از کشته می آید ز اشک و…
نظر چون موشکاف از زلف عنبر فام بردارد؟
نظر چون موشکاف از زلف عنبر فام بردارد؟ که زیرک نیست هر مرغی که چشم از دام بردارد زخون بیگناهان است دامنگیرتر رنگش نظر عاشق…
کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟
کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟ دست چون افتاد از کار این گره وا می شود بر گشاد دل بود موقوف…
نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت بی صدای پا ازین کهسار می باید گذشت تا درین محفل نفس چون نی توانی راست کرد…
ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من نمک بر چشم سوزن می زند زخم نهان من دل صیاد می لرزد به دام از دانه اشکم…





