غزلیات صائب تبریزی
در سر مشکل پسندان نشأه انصاف نیست
در سر مشکل پسندان نشأه انصاف نیست ورنه در تعمیر دلها، درد کم از صاف نیست از جوانان پاکدامانی طمع کردن خطاست در بهاران آبها…
در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
در روی زمین یک سر پر شور نمانده است ته جرعه ای از کاسه منصور نمانده است زنگار گرفته است دل اهل جهان را در…
در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم
در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم نوبهار خویش در برگ خزان پوشیده ایم مطلب ما بی نیازان از سفر سرگشتگی است چشم چون…
در خودآرایی خطرها مضمرست
در خودآرایی خطرها مضمرست حلقه فتراک طاوس از پرست بی سبکروحی و تمکین آدمی کشتی بی بادبان و لنگرست قرب خوبان رنج باریک آورد رشته…
در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است چون تابه گرم گردد، این دانه را عروسی است از سینه های گرم است هنگامه جهان…
در پرده غنچه برگ سفر ساز می دهد
در پرده غنچه برگ سفر ساز می دهد شبنم عبث چه آینه پرداز می دهد در بزم عشق کیست که سازد صدا بلند اینجا سپند…
در برون رفتن ز بزم زندگی کاهل مشو
در برون رفتن ز بزم زندگی کاهل مشو نیستی خضر از گرانجانان این محفل مشو تا توانی چون موج دریا را کشیدن در کنار چون…
دایم ستیزه با دل افگار می کنی
دایم ستیزه با دل افگار می کنی با لشکر شکسته چه پیکار می کنی؟ ای وای اگر به گریه خونین برون دهم خونی که در…
دامن به دست هر که دهی دستگیر توست
دامن به دست هر که دهی دستگیر توست از هر دلی که گرد فشانی عبیر توست نقصان نکرده است کسی از گذشتگی شالی اگر دهی…
داغ رسوایی خدادادست منصور مرا
داغ رسوایی خدادادست منصور مرا هست تمغای تجلی لاله طور مرا در تلاش خاکساری دارم آتش زیر پا گر سلیمان جا به دست خود دهد…





