غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی

غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی ناله در خون تپد از شوخی مژگان کسی تا پریشان نشود خاطر چون برگ گلت نروی سرزده…

Continue Reading...

غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد

غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد گل بی شرم بود آن که پریشان خندد شد چراغ ره تاریک عدم خنده برق کس درین غمکده…

Continue Reading...

غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟

غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟ به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری ز برق و باد گرو می برد به گرمروی…

Continue Reading...

غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟

غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟ ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟ اثر مجو ز دعا تا دلت درست بود که در شکستگی…

Continue Reading...

غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست

غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست خواب چون افتاد سنگین حاجت پاسنگ نیست برنمی آید دل روشن به روی سخت خلق جوشن داودیی آیینه را…

Continue Reading...

عندلیب مست را خاموش کردن مشکل است

عندلیب مست را خاموش کردن مشکل است شعله آواز را خس پوش کردن مشکل است از لب میگون نباشد لذتی بی حرف تلخ می چو…

Continue Reading...

عمر عزیز را به می ناب صرف کن

عمر عزیز را به می ناب صرف کن این آب را به لاله سیراب صرف کن هر کس که زر دهد به زر اهل بصیرت…

Continue Reading...

عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی

عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی خانه پردازست چون سیل فنا دیوانگی ابر را خورشید تابان زود می پاشد ز هم کی…

Continue Reading...

عشق مقید به خط وخال نگردد

عشق مقید به خط وخال نگردد رهزن مرغان قدس دانه نباشد بوالهوس وعشق بی غرض چه خیال است گریه اطفال بی بهانه نباشد کار سپر…

Continue Reading...

عشق سلطان و عقل دهقان است

عشق سلطان و عقل دهقان است رزق دهقان ز عدل سلطان است عشق چون آفتاب کنعانی عقل ده گانه همچو اخوان است کیست گردن ز…

Continue Reading...