گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی

گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی گر به دل بیرونی از عالم سوار عالمی از پریشان خاطری در راه سیل افتاده ای گر کنی گردآوری…

Continue Reading...

گر چه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

گر چه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم همچنان از حس سعی باغبان شرمنده ایم هر سر خاری به خون ما گواهی می…

Continue Reading...

گر چه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی

گر چه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی دل همان در سینه سوزد چون چراغ از تشنگی ساغر خون خوردنم چون لاله نم…

Continue Reading...

گر چنین شوید غبار زهد از دل باده ام

گر چنین شوید غبار زهد از دل باده ام بادبان کشتی می می شود سجاده ام چون نگردد آب درچشم جهان از دیدنم از یتیمی…

Continue Reading...

گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما

گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما از ته دل چون خم سربسته در جوشیم ما گر در آن محراب ابرو نیست ما را…

Continue Reading...

گر از طعام تن عام می شود فربه

گر از طعام تن عام می شود فربه تن کریم ز اطعام می شود فربه کف کریم ز ریزش به خویش می بالد ز می…

Continue Reading...

کیستم من، مشت خار در محیط افتاده ای

کیستم من، مشت خار در محیط افتاده ای دل به دریا کرده ای، کشتی به طوفان داده ای نیست ممکن چون سپند آرام را بیند…

Continue Reading...

کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟

کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟ بار هر کس بر زمین ماند، بود بر دل مرا شکر قطع راه را پامال کردن مشکل است…

Continue Reading...

سخن عشق مدار از دل افگار دریغ

سخن عشق مدار از دل افگار دریغ که ندارند چراغ از سر بیمار دریغ قطره را سلسله موج رساند به محیط دل مدارید ازان طره…

Continue Reading...

کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است

کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است خویش را محروم از مزد خدایی کرده است دست خشک آسمان، خورشید عالمتاب را کاسه دریوزه شبنم گدایی…

Continue Reading...