ز وصل شوق دل داغدار کم نشود

ز وصل شوق دل داغدار کم نشود گرسنه چشمی دام از شکار کم نشود ز داغ لاله سیاهی نمی برد شبنم ملال من ز می…

Continue Reading...

ز می مرا تب لرز خمار می گیرد

ز می مرا تب لرز خمار می گیرد ز صیقل آینه من غبار می گیرد من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش کنون ز من…

Continue Reading...

ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آید

ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آید حضور خاطر من از سفر نمی آید غم زمانه چنان تنگ کرده دایره را که صبح را…

Continue Reading...

ز کعبه سنگ به دل می زند خلیل از تو

ز کعبه سنگ به دل می زند خلیل از تو الف به سینه کشد بال جبرئیل از تو چه آرزوی شهادت کنم، که سوخته است…

Continue Reading...

ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد

ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد در آفتاب قیامت پناه پیدا شد ز خط به چهره لغزنده تو دلشادم که دست پیچ برای…

Continue Reading...

ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش

ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش زسیر و دور من سرگشته چون گرداب شد آتش به داغ ازروی آتشناک او خوش می کنم…

Continue Reading...

ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را

ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را مکن زنهار بی شیرازه دلهای پریشان را دهان شکوه ما را به حرفی می توان بستن به…

Continue Reading...

ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟

ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟ که ساخت شعله سویدای دل سپند ترا مگر ز خاک شهیدان عشق می آیی؟ که دست و پای…

Continue Reading...

ز دام نوخطان مشکل بود دل را رها گشتن

ز دام نوخطان مشکل بود دل را رها گشتن ز لفظ تازه دشوارست معنی را جدا گشتن گل این باغ، آغوش از لطافت برنمی دارد…

Continue Reading...

ز خوبان قامت جانان علم باشد به یکتایی

ز خوبان قامت جانان علم باشد به یکتایی الف را هیچ حرفی برنمی آرد ز رعنایی نمی گردد حجاب بحر وحدت موجه کثرت نمی آرد…

Continue Reading...