غزلیات صائب تبریزی
درین سفر که توکل شده است راهبرم
درین سفر که توکل شده است راهبرم یکی است نسبت زنار و توشه با کمرم چنان ربوده مرا لذت سبکباری که تن به گرد یتیمی…
درمانده این جسم نزارست دل ما
درمانده این جسم نزارست دل ما در سنگ نهان همچو شرارست دل ما هر چند بهای گهر از گرد یتیمی است بی قیمت ازین مشت…
درد تو به دلهای سبکروح گران است
درد تو به دلهای سبکروح گران است تبخال بر آن لب گره رشته جان است در وصل دل از هجر فزون دل نگران است آوارگی…
در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق پیوسته همچو زلف، سرش در کنار اوست موج سراب می شمرد سلسبیل را دلداده ای…
در مصافی که من از آه علم وا کردم
در مصافی که من از آه علم وا کردم کوه اگر بود طرف، بادیه پیما کردم توشه آخرت من ز خرابات وجود مشت خاکی است…
در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال
در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال با دو دست بسته نتوان دست یغمایی گرفت حلقه زنار شد طوق گلوی قمریان سرو تا از قامتش سرمشق…
در کدامین چمن ای سرو به بار آمده ای؟
در کدامین چمن ای سرو به بار آمده ای؟ که رباینده تر از خواب بهار آمده ای با گل روی عرقناک، که چشمش مرساد! خانه…
در عمارت زندگانی چند باطل می کنی؟
در عمارت زندگانی چند باطل می کنی؟ رفته ای از کار تا سامان منزل می کنی عاقبتاین خانه ها ماتم سرایی می شود زعفران گر…
در سینه های تنگ بود آه بیشتر
در سینه های تنگ بود آه بیشتر یوسف کند طلوع ازین چاه بیشتر چندان که عشق راهزنی بیش می کند رو می نهند خلق به…
در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست در پرده غیب است اگر دادرسی هست بیرون چه کشی دلو تهی از چه کنعان؟ غافل مشو از…





