نمی روم به بهشت برین زخانه خویش

نمی روم به بهشت برین زخانه خویش به گل فرو شده پایم درآستانه خویش به گنجها نتوان درد را خرید از من به زر بدل…

Continue Reading...

نمی آید از من دگر بردباری

نمی آید از من دگر بردباری دو دست من و دامن بی قراری من و طفل شوخی که صد خانه زین ز مردان تهی ساخت…

Continue Reading...

نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را

نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را که با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟ مشو غافل ز مکر…

Continue Reading...

نقطه خالش که نه پرگار سرگردان اوست

نقطه خالش که نه پرگار سرگردان اوست کیست کز فرمان او گردن کشد، دوران اوست آفتابی را که شد چشم تر من پرده دار صبح…

Continue Reading...

نقاب چهره چو آن زلف مشکفام کند

نقاب چهره چو آن زلف مشکفام کند صباح آینه را تیره تر ز شام کند مرا ز دام رهاکن که آن شکسته پرم که کار…

Continue Reading...

نغمه آرام از من دیوانه می سازد جدا

نغمه آرام از من دیوانه می سازد جدا خواب را از دیده این افسانه می سازد جدا پرده شرم است مانع در میان ماه و…

Continue Reading...

کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟

کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟ مرغ وحشی چه نفس در قفس و دم کشد؟ سخت گستاخ شد از وصل دلم، می…

Continue Reading...

کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟

کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟ جنبش قاف محال است به عنقا برسد جگر تشنه صحرای علایق ترسم سیل ما را نگذارد که به…

Continue Reading...

ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی

ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی چو داغ لاله دایم در نظر دارم پریرویی به برگ سبز چون خضر از ریاض جان شدی…

Continue Reading...

نخل قد تو به باغی که خرامان گردد

نخل قد تو به باغی که خرامان گردد سرو در زیر پر فاخته پنهان گردد چون به گلزار روی خواب خمار آلوده گل ز خمیازه…

Continue Reading...