زخم گل آب از نوای آبدارم می کشد

زخم گل آب از نوای آبدارم می کشد شور بلبل خجلت از جوش بهارم می کشد از مروت نیست مجنون مرا عاقل شدن در سر…

Continue Reading...

زحسن شوخ طرفی دیده های تر نمی بندد

زحسن شوخ طرفی دیده های تر نمی بندد درین دریا زشورش در صدف گوهر نمی بندد دم سرد ملامتگر چه سازد با دل گرمم؟ زبان…

Continue Reading...

زبان کوتاه باشد آشنای بحر گوهر را

زبان کوتاه باشد آشنای بحر گوهر را بلندی حجت عجزست بازوی شناور را به خون دل میسر نیست از دل آرزو شستن به آب تیغ…

Continue Reading...

زاهد به کعبه با سر و دستار می رود

زاهد به کعبه با سر و دستار می رود این مست بین که روی به دیوار می رود زان شاخ گل شکیب من زار می…

Continue Reading...

زان خانه برانداز که از خانه زین خاست

زان خانه برانداز که از خانه زین خاست چندان ز جهان گرد برآمد که زمین خاست موجی است که تاج از سر فغفور رباید چینی…

Continue Reading...

ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید

ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید ز عندلیب مگر ناله ای به گوش آید چنان فسرده ز بیگانگی نگردیده است که خونم…

Continue Reading...

ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است

ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است پی کشیدن دل هر بنفشه قلابی است لباس تقوی ما را فروغ گل برقی است کتان…

Continue Reading...

ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟

ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟ اگر ز خود نفشانی ز برگ و بار چه حظ؟ بهارتازه کند داغ تخم سوخته را دماغ سوخته…

Continue Reading...

ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل

ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل عنان گسسته تر از موجه سیراب شدم تو از نظاره رخسار خود مشو غافل که من ز…

Continue Reading...

ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم

ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم سر شوریده منصور را بر دار می بستم من آن روزی که در عشق سخن…

Continue Reading...