غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد

غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست داغ در سینه من…

Continue Reading...

غم ز محنت خانه من شاد می آید برون

غم ز محنت خانه من شاد می آید برون سیل از ویرانه ام آباد می آید برون دامن دولت به آسانی نمی آید به دست…

Continue Reading...

غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست

غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست چشم خواب آلود نرگس گوش بر افسانه نیست گوهر درج خموشی از شکستن ایمن است زخم دندان تأسف…

Continue Reading...

غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم

غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم سرشک شمع گردد مهره گل بر سر خاکم ز خواب نیستی در حشر از آن سربر نمی…

Continue Reading...

عیب نادان در زمان خامشی گویاترست

عیب نادان در زمان خامشی گویاترست پسته بی مغز در لب بستگی رسواترست گردش پرگار موقوف سکون مرکزست هر که در دامن کشد پا آسمان…

Continue Reading...

عمری است حلقه در میخانه ایم ما

عمری است حلقه در میخانه ایم ما در حلقه تصرف پیمانه ایم ما مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی از تشنگان گریه مستانه…

Continue Reading...

علایق دامن آزاده ما را نمی گیرد

علایق دامن آزاده ما را نمی گیرد کمند رشته مریم مسیحا را نمی گیرد کجا مجنون ما گستاخ گیرد دامن لیلی؟ که از پاس ادب…

Continue Reading...

عشقبازان را طرف بسیار پیدا می شود

عشقبازان را طرف بسیار پیدا می شود کار اگر عشق است پر همکار پیدا می شود رخنه در سد سکندر می کند اقبال حسن در…

Continue Reading...

عشق عالمسوز را با حسن و ایمان کار نیست

(عشق عالمسوز را با حسن و ایمان کار نیست گردن ما در کمند سبحه و زنار نیست) سهل مشمر هیچ کاری را که در ملک…

Continue Reading...

عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد

عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد گنج را پوشیده این ویرانه نتوانست کرد کیست دیگر در دل پروحشت من جا کند؟ سیل پا قایم…

Continue Reading...