غزلیات صائب تبریزی
فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا
فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا فتنه این است که در خانه زین است اینجا مردی از پرده ناموس برون آمدن است هر که…
غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار
غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار هر چه را خواهی ز چشم انداخت از جا برمدار لنگر پرواز روح عرش جولان می شود…
غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند
غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند ای بسا زخم نمایان به دل زنده زدند محو یکتایی نقاش نگردید کسی همه چون آینه بر…
غمزه اش افزود در ایام خط بیداد را
غمزه اش افزود در ایام خط بیداد را زنگ زهر جانستان شد تیغ این جلاد را حسن بی رحم است، ورنه دود تلخ آه من…
غفلت دل از شراب ناب افزون می شود
غفلت دل از شراب ناب افزون می شود ناروایی در متاع از آب افزون می شود می فزاید بر شتاب زندگی قد دوتا در ته…
غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید
غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید که گرد راه سیل از خود به دریا بار می شوید صدف در سینه دریای تلخ از…
عیش جهان به رند می آشام داده اند
عیش جهان به رند می آشام داده اند خط مسلمی به لب جام داده اند از بر گریز حادثه ریزند گل به جیب آزادگان که…
عمری گذشت ونامه جانان نمی رسد
عمری گذشت ونامه جانان نمی رسد دیری است پیک مصر به کنعان نمی رسد چشمی به داغ لاله عبث سرخ کرده ایم فیض سیاه کاسه…
عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت خون خود را ازان لب شکرشکن خواهم گرفت گر به هشیاری حجابش مانع احسان شود در…
عقده چون وقت رسد عقده گشا می گردد
عقده چون وقت رسد عقده گشا می گردد غنچه ممنون عبث از باد صبا می گردد زنگ روشنگر آیینه ما می گردد در پریخانه ما…





