در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد

در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد ندارد ناله جانسوز چون نی پر شکر گردد اگر یوسف چنین از پیر کنعان باخبر گردد زکنعان بوی…

Continue Reading...

دانه ما در ضمیر خاک بودی کاشکی

دانه ما در ضمیر خاک بودی کاشکی یا چو سر زد در زمان دهقان درودی کاشکی آن که آخر سر به صحرا داد بی بال…

Continue Reading...

دام و کمند گردن دلهاست آرزو

دام و کمند گردن دلهاست آرزو دل مشت خار و موجه دریاست آرزو از دامن گشاده صحرای سینه ها چون موجه سراب سبکپاست آرزو از…

Continue Reading...

داغ بر دل شدم از انجمن یار برون

داغ بر دل شدم از انجمن یار برون دست خالی نتوان رفت ز گلزار بیرون باد زنجیری این راه پر از پیچ و خم است…

Continue Reading...

دار ازان چوب به پیش ره منصور گذاشت

دار ازان چوب به پیش ره منصور گذاشت که قدم از ره باریک ادب دور گذاشت این همان جلوه حسن است که چون ساقی شد…

Continue Reading...

نظر به روی تو خورشید آب وتاب ندارد

نظر به روی تو خورشید آب وتاب ندارد بدیهه عرق شرم آفتاب ندارد اگر چه هست برآن زلف پیچ وتاب مسلم نظر به موی میان…

Continue Reading...

خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن

خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن آن باده گلرنگ ازین شیشه طلب کن آن شان عسل را که در آفاق نگنجد از پرده…

Continue Reading...

نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد

نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد مگر ابری زبحر گریه مستانه برخیزد کند معشوق را بی دست و پا بیتابی عاشق بلرزد…

Continue Reading...

خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد

خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد دو روزه هستی من عمر جاودانی شد به عمر خویش تلافی نمی توان کردن زفرصت آنچه مرا…

Continue Reading...

یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد

یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد عیسی شود ان خسته که بیمارتو باشد گر خاک شود سرمه خاموشی سیل است آن سینه که…

Continue Reading...