لرزید بس که دل به تن ناتوان ما

لرزید بس که دل به تن ناتوان ما خالی ز مغز شد قلم استخوان ما پر گل بود ز مهر خموشی دهان ما در کام…

Continue Reading...

لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود

لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود در نگین تو همان زهر نهان است که بود حسن اهلیت خط هیچ اثر در تو…

Continue Reading...

لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر

لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر خارها صفهای مژگان می نماید در نظر هر غباری کز زمین خیزد در این آب و هوا…

Continue Reading...

گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست

گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر آتش به گرمی عرق انفعال نیست…

Continue Reading...

گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم من

گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم من ز خشک و تر چو موج از خوش عنانی در عذابم من نمی سوزد دلی بر…

Continue Reading...

گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد

گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد پریزادی بغیر از چشم خوش مژگان نمی باشد دل تاریک را از فکر دنیا نیست دلگیری که باغ…

Continue Reading...

گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را

گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را چسان بینم که گیرد دیگری آخر گلابش را؟ در آغوش نسیم صبحدم بی پرده چون…

Continue Reading...

گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی

گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی در صدف چندین گهر دارم تماشاکردنی نیست مهر خامشی از بی زبانی بر لبم تیغ ها زیر سپر…

Continue Reading...

گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند

گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند کیست این بیمار را یک شب پرستاری کند؟ حسن را از دیده بد، شرم می دارد نگاه مهر…

Continue Reading...

گردش سال است، می در ساغر عشرت کنید

گردش سال است، می در ساغر عشرت کنید گوش مینا را تهی از پنبه غفلت کنید سوره یاسین چه می خوانید چل نوبت به نار؟…

Continue Reading...