غزلیات صائب تبریزی
گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم درمانده متابعت نفس سرکشیم کردند پای بوس هدف تیرهای راست ما از کجی مقید زندان ترکشیم موج…
کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟
کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟ تاک را هرگز نسازد آب چشم تاک سبز خط مشکین سرزد از خالش به اندک فرصتی تخم…
سر آشفته ز دستار بسامان نشود
سر آشفته ز دستار بسامان نشود جمع گردیدن کف لنگر طوفان نشود گل چو خندید محال است دگر غنچه شود سر چو آشفته شد از…
کوشش نبرد راه به مأوای دل ما
کوشش نبرد راه به مأوای دل ما کز هر دو جهان است برون، جای دل ما سیلاب مقید به خس و خار نگردد دنیا نشود…
کو عشق که دودم ز دل تنگ برآرد
کو عشق که دودم ز دل تنگ برآرد این سوخته تخم از جگر سنگ برآرد دنباله رو محمل او را چه بود حال جایی که…
که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟
که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟ که سهیل (از) عرق شرم برافروخته است چون ز آتشکده دل به سلامت گذرد؟ آن که از…
کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟
کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟ شکوه بحر کجا، خیمه حباب کجا؟ مرا که جلوه هر ذره است رطل گران کجاست حوصله جام آفتاب،…
کعبه از کوی تو لبیک زنان می گذرد
کعبه از کوی تو لبیک زنان می گذرد زمزم از خاک درت اشک فشان می گذرد با همه تار تعلق که در او پیچیده است…
کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد که چون آیینه از جوهر زره زیرقبا دارد در آن وادی که من از تشنگی بر خاک می…
کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش
کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش خواب من گشت گرانسنگ ز افسانه خویش بحر و کان را کف افسوس کند بی برگی گر به بازار…





