دردی که سازگار تو گردد دواشناس

دردی که سازگار تو گردد دواشناس زهری که خوشگوار شد آب بقاشناس نان جوین خویش به از گندم کسان پهلوی خشک خویش به از بوریا…

Continue Reading...

درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامش

درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامش می لعلی تراود چون لب جام ازلب بامش شراب صرف در پیمانه اش ممزوج می گردد فتاده…

Continue Reading...

در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست

در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست در پرده این گرد یتیمی گهری هست ابلیس ز آدم قد افراخته ای دید غافل که درین…

Continue Reading...

در مجمع ما نیست کسی را غم خانه

در مجمع ما نیست کسی را غم خانه چون ریگ روان قافله ماست روانه از هر دو جهان حاصل من ناوک آهی است مانند کمان…

Continue Reading...

در کوی عشق بر رخ کس در نبسته اند

در کوی عشق بر رخ کس در نبسته اند این در به روی مومن وکافر نبسته اند در پله صفای نظر خوب وبد یکی است…

Continue Reading...

در فشار دل، سر دست نگارین ظالم است

در فشار دل، سر دست نگارین ظالم است در هلاک بیگناهان تیغ خونین ظالم است گر چه از زنگار خط تیغ نگاهش کند شد همچنان…

Continue Reading...

در طلب سستی چو ارباب هوس کردن چرا؟

در طلب سستی چو ارباب هوس کردن چرا؟ راه دوری پیش داری، رو به پس کردن چرا شکر دولت سایه بر بی سایگان افکندن است…

Continue Reading...

در سیر و دور می گذرد ماه و سال ما

در سیر و دور می گذرد ماه و سال ما چون گردباد ریشه ندارد نهال ما ذاتی است روشنایی ما همچو آفتاب نقصی نمی رسد…

Continue Reading...

در زلف مده راه دگر باد صبا را

در زلف مده راه دگر باد صبا را زین بیش ملرزان دل آسوده ما را از آینه و آب شود حسن دو چندان در چهره…

Continue Reading...

در دل هر قطره آماده است دریایی مرا

در دل هر قطره آماده است دریایی مرا هست در هر دانه ای دام تماشایی مرا عشرت ملک سلیمان می کنم در چشم مور هر…

Continue Reading...