غزلیات صائب تبریزی
پای بر چرخ نهد هر که ز سر می گذرد
پای بر چرخ نهد هر که ز سر می گذرد رشته چون بی گره افتد ز گهر می گذرد جگر شیر نداری سفر عشق مکن…
بیگانگی شده است ز عالم مراد ما
بیگانگی شده است ز عالم مراد ما یادش به خیر، هر که نیفتد به یاد ما! چون صبح، جیب و دامن عالم پر از گل…
بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم ساقی و می و مطرب و میخانه خویشم شد خوبی گفتار ز کردار حجابم درخواب ز شیرینی افسانه خویشم…
بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی
بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی می رود منزل به منزل جاده با افتادگی از تنزل می توان آسان ترقی یافتن بی رسن از…
بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست
بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست در شکر خواب بهارست خزانی که تراست برنیاید به زبان با تو کس از خوش سخنان می کند…
بی خبر از در من یار مگر باز آید
بی خبر از در من یار مگر باز آید ور نه آن صبر که دارد که خبر باز آید؟ در تماشای تو از کار دل…
بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟
بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟ پای خوابیده چه در خواب تواند دیدن؟ می توان با نظر بسته جهان را دیدن عینک دیدن…
بوی پیراهن دلیل راه شد یعقوب را
بوی پیراهن دلیل راه شد یعقوب را هست از طالب فزون درد طلب مطلوب را کاه را بال و پر پرواز گردد کهربا نیست در…
بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن باده شیراز را در شیشه شیراز کن بوی گل در غنچه سربسته ایمن از صباست لب ببند…
بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر کند کریم به سایل نهفته احسان زر زهرکه دل بگشاید ترا گرامی دار که گل دهدبه نسیم سحر به…





