چند روزی از در میخانه سروا می زنم

چند روزی از در میخانه سروا می زنم پشت دستی بر قدح، سنگی به مینا می زنم چند در گرداب سرگردان بگردم چون حباب می…

Continue Reading...

چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟

چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟ جمع شو تا هم از آیینه خود رو بینی دیده بر شست گشا، چند ز کوته نظری…

Continue Reading...

چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟

چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟ به که این آینه از پیش نفس بردارم من که چون برگ خزان بام و پرم ریخته است…

Continue Reading...

چمن پیرا نه گل را دسته در گلزار می بندد

چمن پیرا نه گل را دسته در گلزار می بندد که گل در روزگار حسن او زنار می بندد چو عشق بی تکلف دست بردار…

Continue Reading...

چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم

چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم یارب چه بود مصلحت از بود آتشم؟ پروانه مرا به چراغ احتیاج نیست چون کرم شبچراغ زراندود…

Continue Reading...

چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است

چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است از هجوم سنبل این سرچشمه پنهان گشته است تا چه باشد نوشخند آن عقیق آبدار کز جواب…

Continue Reading...

چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد

چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد نبض من از برق دست از بیقراری می برد در دل آزاده ام گرد تعلق فرش نیست…

Continue Reading...

چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست

چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست دل هر کس که شود زیر و زبر خانه اوست لیلی وحشی ما را نبود خلوت خاص روز…

Continue Reading...

چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟

چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟ که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریا ندارد تربیت تأثیر در دلهای ظلمانی که عنبر…

Continue Reading...

چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم

چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم شکفتگی نکند گل اگر نسیم شوم بس است جوهر ذاتی مرا، نه آن گهرم که گر صدف برود از…

Continue Reading...