جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است

جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است حفظ خرمن در ره سیلاب کردن مشکل است رخنه ای از هر بن مو هست در ملک…

Continue Reading...

جسم زاری است که با آه به هم پیچیده است

(جسم زاری است که با آه به هم پیچیده است گردبادی که درین بادیه سرگردان است) (دل رم کرده ما را به تغافل مسپار که…

Continue Reading...

جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد

جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد هر سر مو بر تنش در قطع ره شمشیر شد نوبهار زندگی را در خزان از…

Continue Reading...

جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟

جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟ بردار لب از ساغر و خون در دل می کن بر کشتی می نامه نی…

Continue Reading...

جان را به دم خنجر قاتل برسانم

جان را به دم خنجر قاتل برسانم طوفان زده خویش به ساحل برسانم چندان مرو ای جان که من از گریه شادی آبی به کف…

Continue Reading...

جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون

جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون صیقل این آینه از زنگ نیارد بیرون پیش ما سوختگان خام بود سوخته ای که شرار از…

Continue Reading...

تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد

تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد هر زخم نمایان در میخانه من شد گو شاخ گل آسوده شو از جلوه طرازی اکنون که ته…

Continue Reading...

توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد

توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد به قدر فلس، زیر پوست ماهی خارها دارد مگو بی پرده چون منصور حرف حق به هر…

Continue Reading...

تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد

تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد آن را که باغ نیست ز صد باغ برخورد با تشنگی بساز که باریکتر شود هرچند رشته…

Continue Reading...

تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد

تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد کرم بی خواست چون افتد تقاضا بر نمی دارد چوکار افتاد شیرین بی سخن انجام می یابد که…

Continue Reading...