به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا

به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا ستاره سوخته ای نیست جز سپند آنجا اسیر بوالعجبی های وادی عشقم که صید دام نهد در…

Continue Reading...

به گریه کی ز دل من غبار می خیزد؟

به گریه کی ز دل من غبار می خیزد؟ به آب چشم چه گل از مزار می خیزد؟ کند چه نشو و نما نخل ما…

Continue Reading...

چهره ات بال سمندر می کند آیینه را

چهره ات بال سمندر می کند آیینه را خنده ات دامان گوهر می کند آیینه را این شکوه حسن با خورشید عالمتاب نیست شوکت حسنت…

Continue Reading...

چه غم ز سینه به یاد وصال برخیزد؟

چه غم ز سینه به یاد وصال برخیزد؟ چه تشنگی به سراب از سفال برخیزد؟ ز آب، سبزه خوابیده می شود بیدار ز دل به…

Continue Reading...

چه شد که دامن یار از کفم رها گردید

چه شد که دامن یار از کفم رها گردید که بوی گل نتواند ز گل جدا گردید ز بیخودی چو عنان گسسته رفت از دست…

Continue Reading...

چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را

چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را کنم شیرازه اوراق دل، موی میانش را کیم من تا وصال گل به گرد خاطرم گردد؟…

Continue Reading...

چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟

چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟ زکبک مست کی اندیشه ای شهباز می دارد؟ به تسخیر تو دستم نیست، ورنه جذبه…

Continue Reading...

چندین جمال هست نهان در جلال دوست

چندین جمال هست نهان در جلال دوست خوشتر ز گوشوار بود گوشمال دوست پیوند نابریده میسر نمی شود موقوف انقطاع بود اتصال دوست در پرده…

Continue Reading...

چند در دایره مردم عاقل باشم؟

چند در دایره مردم عاقل باشم؟ تخته مشق صد اندیشه باطل باشم فتح بابی نشد از کعبه و بتخانه مرا بعد ازین گوش برآواز در…

Continue Reading...

چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟

چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟ یا رب انصافی بده آن خط بازیگوش را کار من با سرو بالایی است کز…

Continue Reading...