تا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشست

تا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشست در بهشت از جوش دعوی چشمه کوثر نشست رو نگردانید خال از روی آتشناک او…

Continue Reading...

تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد

تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد مغز ما سوداییان سر بر سر آتش نهاد آه از آن رخساره نو خط که از…

Continue Reading...

تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت

تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت رعشه باد خزان، دستی بر این گلشن نداشت خار صحرا زیر پایش بستر سنجاب بود در بساط…

Continue Reading...

تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود

تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید آب حیوان…

Continue Reading...

تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟

تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟ تا کی به گرد مار بگردی به بوی گنج؟ صد بار تا ز پوست نیای برون چو…

Continue Reading...

تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟

تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟ رگ من جاده نشتر آزار بود همچنان در ته دیوار شکسته است تنم اگرم بال هما طره…

Continue Reading...

تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم

تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم پای رفتن نیست ازمیخانه ام چون پای خم کرد حلاجی می وحدت سر منصور…

Continue Reading...

پیوسته خورد دل خون از بی غمی جان ها

پیوسته خورد دل خون از بی غمی جان ها از خنده سوفارست دلگیری پیکان ها زنهار به چشم کم در سوختگان منگر کز آبله پایان…

Continue Reading...

پیش قضای حق دم چون و چرا مزن

پیش قضای حق دم چون و چرا مزن در بحر بی کنار عبث دست و پا مزن تا در دل تو داعیه اعتراض هست خاموش…

Continue Reading...

پیش از وصال، ترک تمنای خام کن

پیش از وصال، ترک تمنای خام کن تا گل نیامده است علاج ز کام کن در همت از عقیق فرومایه کم مباش تن در خراش…

Continue Reading...