غزلیات صائب تبریزی
پشتم از بار گنه بر یکدگر خواهد شکست
پشتم از بار گنه بر یکدگر خواهد شکست عاقبت این شاخ از جوش ثمر خواهد شکست می شوم صد پیرهن از مومیایی نرمتر گر چنین…
پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار؟
پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار؟ یا شده است از ناف آهوی ختن مشک آشکار چشم عیارش لباس شبروان پوشیده است؟ یاز…
پایندگی به زور میسر نمی شود
پایندگی به زور میسر نمی شود آب خضر نصیب سکندر نمی شود هر موج می کلید در باغ تازه ای است کیفیت شراب مکرر نمی…
پاره های دل گران بر دیده خونبار نیست
پاره های دل گران بر دیده خونبار نیست جای در چشم است آن کس را که بر دل بار نیست غافلان اندیشه از سنگ ملامت…
بیرون میا ز گوشه میخانه در بهار
بیرون میا ز گوشه میخانه در بهار لب بر مدار از لب پیمانه دربهار بی موج سبزه نشأه می گل نمی کند زندان می پرست…
بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو
بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو کباب کرد مرا درد و داغ فرقت تو ازین زیاده توقف مکن که نزدیک است که جان…
بی قراران را ازان یکتای بی همتا طلب
بی قراران را ازان یکتای بی همتا طلب چون شود از دشت غایب سیل در دریا طلب دست خواهش چون صدف مگشای پیش خاکیان هر…
بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست
بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست یوسف چو نباشد در کنعان نتوان بست تا بوی گلی سلسله جنبان نسیم است بر ما…
بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن گل ز زخم خار شد امن از سپر انداختن غافل از آه ندامت در جوانی ها مشو کز…
بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار
بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار تا ز تیغ کیست این زخم نمایان بهار می توان دانست داغ آتشین رخساره ای است زآتشی کز…





