جامه آزادگی چالاک باشد سرو را

جامه آزادگی چالاک باشد سرو را جیب و دامن فارغ از خاشاک باشد سرو را رخت زنگاری بهار بی خزان دیگرست دل چو از زنگ…

Continue Reading...

تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق

تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق داغ ناسورست فلس ماهی دریای عشق پرده گوش فلک گردید شق از کهکشان نیست هر نازکدلی را…

Continue Reading...

توبه از می در بهار نوجوانی مشکل است

توبه از می در بهار نوجوانی مشکل است تشنه بر گشتن ز آب زندگانی مشکل است سرمه ای آواز را چون صحبت ناجنس نیست بلبلان…

Continue Reading...

تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست

تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست خورشید هم از حلقه به گوشان خط اوست از هاله فرو برده سر خود به گریبان از…

Continue Reading...

تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما

تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما لنگ سازد خویش را آهوی آهوگیر ما خانه ما در ره سیلاب اشک افتاده است حیف از…

Continue Reading...

تلخ منشین شراب اگر داری

تلخ منشین شراب اگر داری شور کم کن کباب اگر داری دلی از روزگار خالی کن شیشه ای پر شراب اگر داری از جگرتشنگان دریغ…

Continue Reading...

ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟

ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟ دل زپیمان برگرفتی، هیچ دلدار این کند؟ ترک ما کردی و کردی دشمنی با دوستان شرم…

Continue Reading...

ترا که عالم آیینه عالم آب است

ترا که عالم آیینه عالم آب است چه احتیاج به تحصیل باده ناب است؟ به گرد راز دل ما که می تواند گشت؟ خزینه گهر…

Continue Reading...

تر به اشک تلخ می سازم دماغ خویش را

تر به اشک تلخ می سازم دماغ خویش را زنده می دارم به خون دل چراغ خویش را از سیاهی شد جهان بر چشم داغ…

Continue Reading...

تا واله نظاره آن ماهپاره ایم

تا واله نظاره آن ماهپاره ایم از خود پیاده ایم و به گردون سواره ایم سیر وجود ما نتوان کرد سالها هر چند قطره ایم…

Continue Reading...