جمال را نگه تلخ او جلال کند

جمال را نگه تلخ او جلال کند حرام را لب میگون او حلال کند زبان برگ گل از خون گرم بلبل سوخت نه خون ماست…

Continue Reading...

جزرخش کز وی زمین و آسمان پر گل شود

جزرخش کز وی زمین و آسمان پر گل شود کس ندارد یاد کز یک گل جهان پر گل شود خارخار سیر جنت از دلش بیرون…

Continue Reading...

جذبه توفیق هرکس را دل بینا دهد

جذبه توفیق هرکس را دل بینا دهد هر دو عالم را طلاق اول به پشت پا دهد ما گذشتیم از هما و سایه اقبال او…

Continue Reading...

جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است

جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است قطره ناچیز را دریای گوهر کردن است خوابگاه مرگ را هموار بر خود ساختن در زمان…

Continue Reading...

جان چرا عاشق ازان گل پیرهن دارد دریغ؟

جان چرا عاشق ازان گل پیرهن دارد دریغ؟ کس چرا آب روان را از چمن دارد دریغ قطره باران گهر می گردد از گوش صدف…

Continue Reading...

جام صبوح خورده ز خلوت برآمده

جام صبوح خورده ز خلوت برآمده پرشورتر ز صبح قیامت برآمده در مستی از دهان تو گفتار بی حجاب حوری است بی نقاب ز جنت…

Continue Reading...

تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم

تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم چون ساغری ز باده گلرنگ می کشم شبدیز عقل ترک حرونی نمی کند گلگون باده را به…

Continue Reading...

تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟

تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟ حضور عافیت رایگان چه می دانی؟ نکرده ای سفری در رکاب بیهوشی گذشتن از سر کون…

Continue Reading...

تنگ ظرفم، باده کم زور می سازد مرا

تنگ ظرفم، باده کم زور می سازد مرا دور گردی و نگاه دور می سازد مرا نیست از بی حاصلی نقل مکان در خاطرم خار…

Continue Reading...

تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید

تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید که حرص شهد از جان مگس بیرون نمی آید به مرگ از قید تن، تن پروران را…

Continue Reading...