چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر

چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر ورقی چند به بازیچه سیه ساخته گیر نیست در عالم ناساز چو امیدثابت خانه ها درگذر سیل…

Continue Reading...

چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟

چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟ تا کی این مشت نمک در چشم خواب انداختن؟ گر چه از من خامتر صیدی ندارد کوی عشق…

Continue Reading...

چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟

چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟ چشم بر در، گوش بر آواز پا باشد کسی سایه خود را نمی باید دریغ از خاک…

Continue Reading...

چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پی

چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پی ز ریحان های جان پرور، ز سنبلهای پی در پی زهی اقبال روزافزون، زهی امید…

Continue Reading...

چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند

چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند آیینه دار صبح امیدش نمی کنند خونهای مرده قابل تلقین فیض نیست رحم است بر کسی که شهیدش نمی…

Continue Reading...

چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید

چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید باز ناورد از ختا این نافه را موی سفید دیگران را گر ز پیری صبح آگاهی دمید…

Continue Reading...

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی آه افسوس است سرو جویبار زندگی نیست غیر از لب گزیدن نقلی این پیمانه را دردسر بسیار دارد میگسار زندگی…

Continue Reading...

چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید

چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید حسن سهل است، ز معشوق ادا می باید سنبل زلف ترا یک سر مو نیست کمی گل…

Continue Reading...

چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش؟

چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش؟ که رنگ از بوسه خورشید می بازد لب بامش نماید سرمه را بیهوشدارو نرگس مستش عرق راچشم قربانی…

Continue Reading...

چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی

چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی کجا اوراق گل در دست تاراج خزان بودی؟ کجا گل بر سر بازار رسوایی دکان چیدی؟ کلید…

Continue Reading...