بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را

بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را که سهم شیر نگهبان بود نیستان را وصال کعبه کسی را که در نظر باشد به چشم…

Continue Reading...

بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر

بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر هزار بوسه ز کنج لب پیاله بگیر ز نشأه پر طاوسی ار نداری رنگ به طاق ابروی قوس…

Continue Reading...

به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم

به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم به پای شمع افتادم چو اشک از خویشتن رفتم نشد قسمت کز آن آهوی وحشی نقش پا…

Continue Reading...

به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده

به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده بنای خانه ناموس را به آب مده ز خیره چشمی تردامنان ملاحظه کن کتان عصمت…

Continue Reading...

به نگاهی دل خون گشته ما را دریاب

به نگاهی دل خون گشته ما را دریاب به چراغی سر خاک شهدا را دریاب می رسد زود به سر عمر نفس سوختگان لاله دامن…

Continue Reading...

به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد

به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد که خورشید جهان افروز بیش از ماه می لرزد به نسبت می شود سر رشته پیوندها محکم که…

Continue Reading...

به کمان پشت و به شمشیر دهن بخشیدند

به کمان پشت و به شمشیر دهن بخشیدند سینه گرم چو خورشید به من بخشیدند جام خورشید زیاد از دهن گردون بود به لب تشنه…

Continue Reading...

چه میان است که دایم چو دل من لرزد

چه میان است که دایم چو دل من لرزد اینقدر مور مگر بر سر خرمن لرزد؟ عجبی نیست ز تأثیر نظربازیها که دل چشمه خورشید…

Continue Reading...

چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید

چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید فیض خار سر دیوار به پایی نرسید هرچه از دست دهی بهتر ازان می بخشند مسی از…

Continue Reading...

چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم

چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم به ناخنی که ندارم چه عقده باز کنم ببین چه ساده دل افتاده ام که می خواهم…

Continue Reading...