جمعی که بار درد تو بر دل نهاده اند

جمعی که بار درد تو بر دل نهاده اند چون راه سر به دامن منزل نهاده اند در دامن مراد دو عالم نمی زنند دستی…

Continue Reading...

جگر پاره اگر مایده خوانم شد

جگر پاره اگر مایده خوانم شد چشم شور فلک سفله نمکدانم شد تنگدل داشت پریشانی پرواز مرا غنچه گشتم، قفس تنگ گلستانم شد دست شستم…

Continue Reading...

جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را

جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را در کف طفلان دهد پرواز شاهین سنگ را می توان دل را به آهی کرد از غم…

Continue Reading...

جانهای آرمیده ز مردم رمانترست

جانهای آرمیده ز مردم رمانترست آبی که ایستاده تر اینجا روانترست دست از ستم مدار که در روز بازخواست از شمع کشته، شکوه ما بی…

Continue Reading...

جان رمیده جسم گران را چه می کند

جان رمیده جسم گران را چه می کند تیر ز شست جسته کمان را چه می کند مژگان غبار آینه اهل حیرت است محو رخ…

Continue Reading...

جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم

جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم آخر آمد ناوک اوراست بر بالای زخم در حریم سینه ام هر جا نفس پا می…

Continue Reading...

تیغ زبان لاف نباشد کمال را

تیغ زبان لاف نباشد کمال را ماه تمام زشت نماید هلال را دود از نهاد آتش دوزخ برآورد بیرون اگر دهم عرق انفعال را گل…

Continue Reading...

توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟

توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟ من عاجز چه به تقدیر توانم کردن؟ رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست به کفی خاک…

Continue Reading...

تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد

تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد کاین مور حلاوت ز شکر خند نهان برد تمکین تو از کوه گران گرد برآورد رفتار…

Continue Reading...

تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است

تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است بر گوهر شهوار، صدف کام نهنگی است در چشم تو گر خوش بود این سقف زراندود…

Continue Reading...