بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای است

بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای است ناله بی فریادرس تیر نشان گم کرده ای است هر عزیزی را که می بینم درین…

Continue Reading...

بوسه ای در کار من کن زان لب همچون شکر

بوسه ای در کار من کن زان لب همچون شکر تا به چشم شاه شیرین باشی ای صوفی پسر پوست برتن ناتوانان را گرانی می…

Continue Reading...

بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند

بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند تو گمان داری که از بهر بیانت داده اند مهر زن بر لب چو مینا، معرفت کم خرج…

Continue Reading...

بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد

بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد تو چون در جلوه آیی شاخ گل دست دعا گردد از ان ابرو به دیدن…

Continue Reading...

به هر نامحرمی عاشق لب اظهار نگشاید

به هر نامحرمی عاشق لب اظهار نگشاید گل این باغ، دفتر در حضور خار نگشاید شکایت نامه ما سنگ را در گریه می آرد الهی…

Continue Reading...

به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را

به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را مبادا زنگ خجلت سبز سازد حرف بدگو را ترا صدبار اگر بینم، همان مشتاق دیدارم تهی چشمی…

Continue Reading...

به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید؟

به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید؟ می روشن مگر از مشرق مینا برون آید به چشم تنگ، سوزن رشته را…

Continue Reading...

به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا

به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا ستاره سوخته ای نیست جز سپند آنجا اسیر بوالعجبی های وادی عشقم که صید دام نهد در…

Continue Reading...

به کوی عشق مبر زاهد ریایی را

به کوی عشق مبر زاهد ریایی را مکن به شهر بدآموز، روستایی را جماعتی که به بیگانگان نمی جوشند نچیده اند گل باغ آشنایی را…

Continue Reading...

چها تا با هوسناکان کند رخسار گلرنگش

چها تا با هوسناکان کند رخسار گلرنگش که بویش فتنه خوابیده را بیدار می سازد به اندک روی گرمی از خجالت آب می گردم مرا…

Continue Reading...