تا عنان اختیار ناقصم در چنگ بود

تا عنان اختیار ناقصم در چنگ بود تا به زانو پایم از خواب گران در سنگ بود عاجزان را رحمت حق پرده داری می کند…

Continue Reading...

تا زلف او به باد صبا آشنا شده است

تا زلف او به باد صبا آشنا شده است از دست دل عنان صبوری رها شده است نتوان گرفت آینه از دست او به زور…

Continue Reading...

تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد

تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد بارها فال ز دیوان حیا می گیرد گره ناز به ابروی تبسم بستن غنچه تعلیم ازان بند…

Continue Reading...

تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد

تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد مور خط رخنه در آن لعل شکربار نکرد دهن غنچه تصویر، تبسم زده شد دل ما نوبر…

Continue Reading...

تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست

تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست گه دل به نامه شاد کنم، گه به نام دوست عارف ز جام مهر خموشی نیافته است کیفیتی…

Continue Reading...

تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟

تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟ چون گل از شبنم بزن بر چهره خود آب، صبح شیر مست فیض شو از…

Continue Reading...

تا به زانو پای من در خار شد

تا به زانو پای من در خار شد کاسه زانوی من مودار شد گردخواری پیش خیز عزت است خار پا خواهد گل دستار شد حرف…

Continue Reading...

تا آدمی خمش نشود برگزیده نیست

تا آدمی خمش نشود برگزیده نیست صهبا ز جوش تا ننشیند رسیده نیست تمکین ز چار موجه طمع داشتن خطاست در قلزمی که آب گهر…

Continue Reading...

پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟

پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟ چون تو بر یک طرف افتی که طرف خواهد شد؟ آن ترنج ذقنی را که به آن می…

Continue Reading...

پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود

پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود چشم دریا در خمار شبنم گوهر نبود بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشست بیضه افلاک ما…

Continue Reading...